باید با زندگی جدید و تنهایی کنار میومدم ، با کاری که اگر چه بیگاریه اما بخاطر نیاز مالی باید دم نمیزدم . بدجوری خوردم زمین سخت بود خیلی سخت همه روز و شبم گریه شده بود بی تابی برای بچم و اینکه فردا چی قراره بشه اما زندگی میگذره چه خوب چه بد باید باهاش کنار اومد و دلتنگی ها و بی تابی هارو تاب آورد .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:41  توسط مامان سحر
|
برچسب:
نویسنده: آوا حیدریان
تاريخ: يکشنبه
15 بهمن
1396 ساعت: 0:18