راستش خیلی ساله حوصله هفت سین وعید و کاراشو ندارم ، حقیقتش نه دل دماغشو دارم نه پولشو ، آدم تنها عید واسه چیشه آخه؟ فقط دیروز خیلی دلم گل میخواست رفتم چند شاخه گل بگیرم برای دل خودم روحیم عوض شه ، قیمتارو دیدم گفتم ولش کن واجب تر از گل زیاد دارم ،لباس اینا که دیگه قیمتا رو نمیشه حرفشو زد، فعلا با همون قدیمی ها سر میکنم هنوز خوبن.حالا بماند که خیلی مردم برای خرید بیرون نیستند بیشتر میان نگاه میکنن.اومدم بجای گل برای درد پاهام که امونمو بریده دارو گرفتم اونم نتونستم بسته کامل بگیرم دو ورق گرفتم...
ادامه مطلبگریزون شدم از آدمها از حرف زدن با کسی، انگار دنیای من با مردم خیلی متفاوته و من حوصله توضیح دادن هیچی رو ندارم ، این روزها گوشه گیر و کم حرف ترینم فکر اینکه هرچی بدویی خرج شیکمت رو درنمیاری چه برسه به پس انداز یا حتی برای دلخوشی خودت کاری بکنی چیزی بخری، چند روز پیش موهامو خودم قیچی زدم درسته بلد نبودم و خوشگل نشدم ولی مجبورم از خیلی چیزا بگذرم و پولشو بزنم به یه زخم دیگه. چه زندگی پر از حسرتی داشتیم ما ، اینکه با خیال راحت آخر هفته تو بری رستوران و غذای مورد علاقتو بخوری یا بری یه جا برای دل...
ادامه مطلبامشب سال نحس ۱۴۰۱ تموم میشه و فردا سال جدید آغاز میشه . برای من که چیزی جز خرحمالی نبوده هیچ سالی ، هرچی میدوم بازم به آرامش نمیرسم ، طوری شده که همین که بتونی شیکمتو سیر کنی خودش خیلیه دیگه به پس انداز نمیرسه ، هرکار بخوام بکنم میبینم بازم از تورم عقب موندم و همونم از دست میره. دیگه ماشین و خونه خریدن شد جزو رویاهام فقط دعا میکنم مریض نشم که آدمی که پول نداره مرده اس . امسال هم اینقدر حجم کار زیاده که از صبح یکسره تا دوازده و نیم شب سرکارم تا میرسم خونه ساعت از یک گذشته و گاهی حتی از شدت خستگی حال شام خوردن هم ندارم و بیهوش میشم. بدنم به شدت مریضه هم از محیط کار سرماخوردم و هم اون لعنتی ماهیانه رمق برام نذاشته . فرصت هیچ تمیزکاری برای این آلونک هم نداشتم با خودم میگم ولش کن سخت نگیر این آلو...
ادامه مطلبگاهی که دلم از زمین و زمان میگیره میگم کاش یه همصحبت و همدل داشتم که میشد ساعتها باهاش حرف زد و پشیمون نشد . که از دردها و غصه ها و دل نگرانی های زندگیم بگم و منو مقصر ندونه و در موردم فکر بد نکنه، که بگم چقدر شبها بی تابی میکنم از فکر و خیال، از تشویش آینده مبهم، از درد تنهایی و بی کسی... چقدر بغض دارم چقدر دنیای من تاریکه بدون هیچ کورسوی امیدی... واقعا چرا هیچکسی شبیه من نیست که سازش کنیم ! بخوانید...
ادامه مطلبامشب شب ولنتاین هست از ظهر اینقدر دلم گرفته بود و هرچی سرمو گرم کردم توی نت چرخیدم رفتم به کارای خونه و آشپزی خودمو سرگرم کردم دیدم نمیشه . گفتم شب ولنتاینه همه خوشحال و دنبال کادو خریدن و سوپرایز کردن با گل و خرس و طلا و شیرینی .. هرچی توی لیست گوشیمو نگاه کردم شاید یکی باشه که باهم همدل باشیم بریم بیرون دیدم هیچکسی غیر خودم نیست . گفتم ولش کن تو که همیشه تنها بودی به این فکر کن که کل سال هم همینی اما باز اینقدر دلم گرفته بود طاقت نیاوردم گفتم درسته هوا سرده اما پیاده میرم خوشی دیگران رو که میتونم ببینم همینم خوبه ، حوله رو برداشتم که دوش بگیرم و برم و خودمو به یه آبمیوه مهمون کنم که دیدم آب قطع شده. گفتم اینم شانس من بیا برو یه چایی بذار بخور همون بهتر نری ببینی بیشتر غصه میخوری از اینکه ت...
ادامه مطلبنمیدونم دندونم عفونت کرده یا سرما خوردم، از صبح تب و لرز و سردرد تهوع دارم و همش تو راه دستشویی ام. بخاری زیاد کلاه بافتنی سرم زیر پتو بازم میلرزم .مثلا عصری میخواستم برم بیرون برای امروز خودمو آبمیوه مهمون کنم ولی نشد هوا هم سرد و بارونی بود. اینم از ولنتاین من... بخوانید...
ادامه مطلباز شدت تب لرز دهنم خونی شده ، تمام بدنم درد میکنه انگار پوستم میسوزه و چشمام قرمز شدن، توی اتاق بخاری رو زیاد کردم باز هم جرات ندارم از زیر پتو دربیام به شدت میلرزم و تکرر اون لعنتی امانم رو بریده، لج کردم و دارویی مصرف نمیکنم نمیدونم سرما خوردم یا از عفونت دندونه . به شدت بی اشتها شدم فقط به زور تونستم دو سه لیوان چای بخورم که گرمم کنه. به تنهایی عادت دارم ، به اینکه خودم پرستار خودم باشم ، دیروز سوپ شلغم درست کردم خیلی خوشمزه بود اما انگار بهم نساخت یکم اذیتم کرد دلپیچه هم به دردها اضافه شد . این چند روز هم که تعطیله و مفت خورهای بی درد میرن سفر ماهم که پول نداریم مریضی میکشیم که همش هم مسببش همین روحیه خرابه... بخوانید...
ادامه مطلبدیدی عزیزم باز هم سر بی گناه بالای دار رفت .یعنی از وقتی فهمیدم اینقدر گریه کردم چشمام باز نمیشه . چه داغ بزرگیه و این روزها چه صبر عظیمی میخواد . کاش این کابوس زودتر تموم بشه که دیگه جوانهای بی گناهمون اینجور پر پر نشن. بخوانید...
ادامه مطلبتو زن شدی نه برای در حسرت ماندن یک بوسه بلکه برای خلق بوسه ای از جنس ارامش.تو زن نشدی که همخواب ادم های بیخواب شوی زن شدی که برای خواب کسی رویا شوی.تو زن نشدی که در تنهاییت حسرت اغوشی عاشقانه را داشته باشیزن شدی تا اغوشی عاشقانه در تنهایی عشقت باشی.تو زن شدی که برویانی و بپرورانی.عشق بورزی و همه عاشقت باشن.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزن سينههاي برجسته نيستموي مش كردهابروي برداشتهلبانِ قرمز نيستزن لباسِ سفيد... شب با شكوه عروسيبوي خوشِ قرمه سبزيهوسِ شبهاي جمعهقرارهايِ تاريكي ، كوچه پشتي، تويِ يك ماشين نيستزن خون ريزيكمر دردِ ماهانهپوكي استخوانيك زنِ پا بماهحال تهوعاستفراغدردهاي زايمانمادر بچهها نيستزن عصايِ روزهاي پيريپرستار ، وقتِ مريضيرفيقِ پاي منقلمزه بيار عرق دورهها...
ادامه مطلبعزیزم اگر بدونی دیروز چی شد و الان در چه وضعی هستم. رفتم مسواک زدم و اومدم نخ دندون بکشم که یهو دندون جلوم از ریشه کنده شد. الان دقیقا شبیه پیرزن های شیشه کش هستم. پول ایمپلنت هم ندارم فکر کنم دوتای جلو رو باید باهم ایمپلنت کنم ولی جای پول هاش خالی. مجبورم دیگه نخندم هرچند خنده رو به ما خیلی وقته حروم کردند. ولی چقدر حیف که توی جوانی بی دندون شدم ننه . بخوانید...
ادامه مطلب